حجت الاسلام و المسلمین عباس نیکزاد، از اساتید مدارس علمیه استان مازندران و عضو هیئت علمی دانشگاه بابل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، به تبیین ابعاد گسترده تاریخی، روان شناختی و تربیتی غزوه تبوک و انعکاس بی نظیر آن در سوره توبه پرداخت. وی این واقعه را نقطه عطفی در تاریخ صدر اسلام دانست که درس های آن برای جامعه اسلامی در همه دوران ها کاربرد دارد.
استاد حوزه در ابتدا با ترسیم فضای تاریخی حاکم بر سال نهم هجری اظهار داشت: غزوه تبوک که در سخت ترین شرایط آب و هوایی (گرمای سوزان تابستان) و با طولانیترین مسافت (حدود ۷۰۰ کیلومتر) انجام شد، یک واکنش استراتژیک به شکست نظامی پیشین مسلمانان در جنگ موته بود.
کارشناس دینی گفت: در موته، سه تن از بهترین فرماندهان و شخصیتهای نزدیک به پیامبر (ص)، یعنی جعفر بن ابی طالب، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه به شهادت رسیدند. این ضربه، هم روحیه جامعه مسلمانان را تحت تأثیر قرار داده بود و هم ممکن بود مشوّق دشمنان (امپراتوری روم شرقی) برای حملات آینده باشد.
حجت الاسلام و المسلمین عباس نیکزاد ابراز داشت: پیامبر اکرم (ص) با درک این شرایط، دست به یک حرکت حساب شده و بی سابقه زدند؛ حضرت (ص) برای تجهیز بزرگترین لشکر اسلام تا آن روز (حدود سی هزار نفر) فراخوان عمومی و الزامی دادند؛ و البته هدف، صرفاً درگیری نظامی نبود؛ بلکه اهداف چندلایه ای داشت؛ از جمله:
۱) جبران روانی شکست موته و احیای روحیه جهادی
۲) نمایش قدرت به دشمن بیرونی (روم) و مرعوب کردن آنان
۳) تثبیت اقتدار در منطقه با انعقاد پیمان با قبایل مسیر
۴) آشکار کردن خطوط حقیقی در درون جامعه مدینه
غزوه تبوک یک «کوره آزمایش» الهی بود تا ایمان از نفاق و مجاهدت از تنآسایی به طور کامل جدا شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه بابل تأکید کرد: غزوه تبوک یک «کوره آزمایش» الهی بود تا ایمان از نفاق و مجاهدت از تن آسایی به طور کامل جدا شود. سوره توبه، به ویژه آیات ۳۸ تا ۱۱۰، یک سند زنده و روان کاوانه از این حادثه است. قرآن در مواجهه با «مؤمنان واقعی»، خطاب را بسیار جدی و انقلابی آغاز می کند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ...». این خطاب، عواقب سنگین سستی و دلبستگی به زندگی دنیا را گوشزد می کند و جهاد با مال و جان را تکلیفی قطعی می شمارد.
حجت الاسلام و المسلمین نیکزاد اظهار داشت: نکته مهم اینجاست که در آن زمان، هزینه جنگ بر عهده خود افراد بود و «بیت المال» به شکل امروزی وجود نداشت. بنابراین، آمادگی برای جهاد، به معنای هزینه کردن از مال شخصی و آماده کردن مرکب و سلاح بود. اشک های برخی اصحاب به خاطر نداشتن مرکب برای حضور در جبهه، که در آیات دیگر قرآن هم به آن اشاره شده، نمونه اعلای این ایثار است.
استاد مدرسه علمیه شهرستان بابل ابراز داشت: قرآن پرده از نقش مخرّب «منافقان» برمیدارد. رفتارشناسی قرآنی منافقان در تبوک، یک درس کامل جامعه شناختی است. آنان:
۱) بهانه تراشی می کردند؛ «لا تنفروا فی الحرّ؛ در این گرما حرکت نکنید»
۲) قسَمهای دروغین یاد میکردند که اگر توانایی داشتند حتماً همراه میشدند.
۳) از ابتدا قصد حرکت نداشتند و هیچ تدارکی نمیدیدند.
۴) فعالانه به تخریب روحیه عمومی می پرداختند و مردم را از حرکت منصرف میکردند.
۵) در دل، نسبت به ایمان، دچار شک و تردید بودند. «و ارتابت قلوبهم». قرآن حتی به پیامبر(ص) میگوید که اگر این افراد همراه می شدند، جز «فتنه انگیزی» و «کارشکنی» کاری نمیکردند: «و لو خرجوا فیکم ما زادوکم إلا خبالا». بنابراین، خداوند آنان را از حرکت بازداشت. این یک اصل کلیدی است که حضور عناصر فاسد در جبهه حق، گاهی از غیبت آنها زیانبارتر است.
وی افزود: قرآن کریم حتی به پیامبر خدا (ص) اجازه می دهد تا به برخی از این منافقان برای عدم شرکت در جنگ، مجوز بدهد! اما دلیل این کار چیست؟ قرآن می فرماید: «لیمیّز الله الخبیث من الطیب؛ تا خداوند ناپاک را از پاک جدا کند.» گاهی اوقات، دادن فرصت به منافقان برای آشکار کردن ذات خودشان، از مجبور کردن آنها به حضور در جبهه به مصلحت تر است. این یک تدبیر الهی برای شفافسازی میدان است.
حجت الاسلام و المسلمین نیکزاد در بخش دیگری از سخنان خود، به سرانجام هر یک از این دو گروه طبق وعده قرآن اشاره کرد: قرآن برای مؤمنان مجاهد، وعده «الفوز العظیم؛ رستگاری بزرگ» و «جنّات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها» را می دهد. اما برای منافقان، عذابی دو گانه در نظر گرفته است: عذاب در دنیا با همین اموال و اولادی که به آنان دلبسته بودند «یرید الله لیعذبهم بها فی الدنیا» و همچنین عذاب اخروی. قرآن چنان موضع شدیدی دارد که حتی دستور می دهد پیامبر (ص) بر مُرده منافقان نماز نخواند و بر قبرشان نایستد: «ولا تصل علی أحد منهم مات أبدا ولا تقم علی قبره». این امر، نشان دهنده عمق فاجعه نفاق و خطر آن برای پیکره جامعه ایمانی است.
کارشناس دینی درس های امروزین این واقعه را اینگونه برشمرد: غزوه تبوک و آیات سوره توبه به ما میآموزد که:
اولاً پیروزی و اقتدار ظاهری جامعه اسلامی، به معنای پایان کار دشمنان نیست. بلکه دشمنی ممکن است پیچیدهتر و در قالب نفاق و کارشکنی داخلی ادامه یابد.
ثانیاً، ایمان حقیقی، در آمادگی برای فداکاری و عمل جهادی در سختترین شرایط محک میخورد.
ثالثاً، قرآن کریم با دقتی شگفتانگیز، ترفندها و روانشناسی منافقان را افشا میکند که امروز نیز الگویی برای شناسایی عناصر مخل و فرصتطلب در هر جامعهای است.
رابعاً، مدیریت جامعه ایمانی نیازمند شجاعت در شفافسازی میدان، تمایز قائل شدن بین نیروهای مخلص و عناصر مخرب، و اتخاذ موضعی قاطع در قبال کسانی است که اساس جامعه را از درون تخریب میکنند.
وی تأکید کرد: مطالعه تطبیقی این صفحات نورانی قرآن با شرایط امروز جهان اسلام، میتواند چراغ راهی برای تشخیص دوست از دشمن و تقویت جبهه درونی امت اسلامی باشد.










نظر شما